پیروزى مکزیک پرفروش نوشیدنی نوشیدنی اخبار گوناگون

پیروزى: مکزیک پرفروش نوشیدنی نوشیدنی اخبار گوناگون

گت بلاگز اخبار اجتماعی رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

«برم فرزند بخرم راحت تره به خدا.» کمتر از 50 سال و زیاد از 40 سال سن داشت، همسرش هم همینطور. می گوید خسته شده است است و خرید یک کودک برایش کم دردسرتر از آوردن

رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

عبارات مهم : فرزند

«برم فرزند بخرم راحت تره به خدا.» کمتر از 50 سال و زیاد از 40 سال سن داشت، همسرش هم همینطور. می گوید خسته شده است است و خرید یک کودک برایش کم دردسرتر از آوردن یک فرزند از بهزیستی هست. دردسرهای پذیرش یک فرزند از بهزیستی را برایمان می گوید. قوانینی که او را به این فکر انداخته تا از دلالان خرید و فروش کودک دست به خرید بزند!

رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

همه می دانیم

«اینکه خرید و فروش نوزاد در کشور انجام می شود را همه می دانیم.» به عبارتی هم ما می دانیم هم حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی شرکت بهزیستی کشور. مسعودی فرید در دی ماه سال گذشته زمانی که خبرهای مربوط به خرید و فروش نوزاد در بیمارستان ها در صدر اخبار رسانه ها قرار داشت، گفته بود: «در این زمینه بهزیستی وظیفه تعریف شده است مستقیمی با جرم ندارد ولی با پیگیری های صورت گرفته با معاونت درمان وزارت بهداشت قرار شد اگر با مورد مشکوک برخورد کردند، سریعا اورژانس ۱۲۳ را در جریان امر قرار دهند تا کودک تحویل خانواده داده شود؛ ولی متاسفانه این معضل در چند بیمارستان پایتخت وجود دارد.»

هرچند فرید دو روز بعد از انتشار این خبر در ارتباط با نحوه فروش نوزاد در بیمارستان ها «توسط مادران» توضیحاتی ارائه داد، با این حال با مبرا کردن بیمارستان ها از این عنوان باز هم بازخواهیم گشت به جمله ابتدایی خودمان؛ حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی شرکت بهزیستی کشور گفت: «اینکه خرید و فروش نوزاد در کشور انجام می شود را همه می دانیم.»

«برم فرزند بخرم راحت تره به خدا.» کمتر از 50 سال و زیاد از 40 سال سن داشت، همسرش هم همینطور. می گوید خسته شده است است و خرید یک کودک برایش کم دردسرتر از آوردن

همان گونه که همه می دانیم که خرید و فروش نوزاد در کشور انجام می شود به همان اندازه آگاهیم که در کشورمان خلاء قانونی نیز وجود دارد. خلاء قانونی که گاهی به نفع عده ای است و گاهی به ضرر آن ها. در ادامه این گزارش به قوانین مربوط به فرزندخواندگی می پردازیم که خانواده ها را سخت با خود درگیر کرده و در انتها یک بار دیگر جمله معاون امور اجتماعی شرکت بهزیستی کشور را خواهیم نوشت.

با روح و روان آدم بازی می کنند، فحش ندیم؟!

با ورود به مرکز بهزیستی شمیرانات پایتخت کشور عزیزمان ایران با برگهA4 دیوار چسبیده ای مواجه می شوید که روی آن نوشته شده است که افرادی که دست به توهین و فحاشی بزنند به حبس محکوم خواهند شد.

رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

در ماده 609 قانون مجازات اسلامی آمده است: «هر کس با توجه به سمت به یکی از کارکنان وزارتخانه ها و موسسات و شرکت های دولتی در حال انجام وظیفه یا به باعث آن توهین نماید به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود.»

بیایید از خود بپرسیم، آیا در یک مرکز بهزیستی باید چنین قانونی را تایپ، پرینت و به دیوار بچسبانند تا مراجعه کنندگان آن را ببینند؟

«برم فرزند بخرم راحت تره به خدا.» کمتر از 50 سال و زیاد از 40 سال سن داشت، همسرش هم همینطور. می گوید خسته شده است است و خرید یک کودک برایش کم دردسرتر از آوردن

یک متقاضی فرزند که مدتی است با بهزیستی جهت پذیرش یک فرزند در کشمکش است اینگونه پاسخ می دهد: «طبق قانون اگر خانواده ای فرزند ای از بهزیستی را به فرزندی قبول کند و بعد از آن متوجه شود که آن فرزند بیماری(یا سایر مشکلات) دارد، اگر فرزند را نخواهد و به بهزیستی تحویل دهد تا زمانی که جهت آن فرزند سرپرست جدیدی پیدا شود باید هزینه های آن را بپردازد.»

از او پرسیدیم که آیا این جواب همان سوالی بود که راجع به قانون توهین و فحاشی از او پرسیدیم؟ و ادامه داد: «شما خودتان را بگذارید جای خانواده ای که فرزند دار نمی شود و یا به هر دلیلی قصد گرفتن فرزند از بهزیستی دارد؛ با هزار امید فرزند ای را به فرزندی قبول می کند و بعد می بیند که آن فرزند بیماری دارد که ممکن از به زودی بمیرد با روح و روان آدم بازی می کنند، فحش ندهیم؟ خانواده ها می آیند تا اعتراض کنند به این قوانین مزخرف فرزندخواندگی ولی جوابشان همان چیزی است که روی دیوار نوشته شده.»

رونق خرید نوزاد از بعد هفت خوان سخت فرزند خواندگی

چه کودکانی، چه والدینی؟

بهزیستی می گوید سخت پای حقوق فرزندانش که همان کودکان بی سرپرست و بد سرپرست هستند، می ماند. قانون نیز مانند کوه پشت شرکت بهزیستی ایستاده تا این کودکان در دوران فرزندخواندگی زندگیشان تامین شود. گروه وکلای یاسا در ارتباط با اینکه چه کودکانی به فرزندی سپرده می شوند، آورده است: «کودکانی که والدین یا جد پدری آن ها، آشنا شده است نباشد. از طرف دیگر این کودکان باید تحت سرپرستی شرکت بهزیستی قرار گرفته باشند، به عبارتی قبل از سپردن کودکان به فرزندی این کودکان باید از طریق مراجع قضایی در اختیار شرکت بهزیستی قرار گیرند و مهم تر اینکه این کودکان باید به خانواده هایی سپرده شوند که قانون تعیین کرده است.»

شاید بپرسید که قانون چه خانواده هایی را استحقاق پذیرش فرزند می داند، براساس قانون فرزندخواندگی کشور، همسران داوطلب سرپرستی باید ایرانی و مقیم کشور عزیزمان ایران باشند و پنج سال تمام از تاریخ ازدواج آن ها گذشته و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند. سن یکی از زوجین حداقل سی سال باشد. زوجین دارای محکومیت جزائی موثر به علت ارتکاب جرائم عمدی و مهجور نباشد. زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند. زوجین یا یکی از آن ها دارای تمکن مالی باشند. زوجین مبتلا به بیماری صعب العلاج نباشند. زوجین معتاد به مواد الکلی یا مواد مخدر و سایر اعتیادات مضر نباشند.

هزار راه رفته!

یک پدر که قصد به سرپرستی گرفتن یک فرزند از بهزیستی را دارد از مشکل های اخذ فرزند از بهزیستی می گوید. او و همسرش که قصد گرفتن یک دختر از بهزیستی را داشتند، به «ابتکار» می گوید: «آزمایش ها، ارائه مدارک، مشاوره ها و … همه این ها یک و سال نیم طول کشید تا شرایط جهت به سرپرستی گرفتن مهیا شود. وقت گزینش فرزند رسید! گزینش که چه عرض کنم اسمش تحمیل هست. تا اینجای کار به من و همسرم 5 فرزند معرفی کردند که اگر هوشیاری ما نبود ممکن بود دوباره راهی بیمارستان ها شویم.»

از او پرسیدم که آیا بیمارستان؟ و او ادامه می دهد: «ما چند سال پیش فرزندی به دنیا آوردیم که دچار بیماری سندروم دان و یک بیماری دیگر بود. 2 سال آزگار در این بیمارستان و آن بیمارستان جهت درمان او رفتیم و آمدیم. تمام کارکنان بیمارستانی که فرزندم را می بردیم ما را می شناسند که چقدر تلاش کردیم و هزینه کردیم و پیر شدیم تا اصلاح پیدا کند ولی حدود 5 سالگی او را از دست دادیم. من خوب می دانم که بیمارستان رفتن عمر آدم را می گیرد و هزینه های زیادی دارد. جهت همین با همسرم به توافق رسیدیم که یک فرزند دختر، 8 تا 12 ماه و البته«سالم» از بهزیستی بیاوریم.»

این پدر که بسیار هم از قوانین حاکم جهت به سرپرستی گرفتن فرزند شاکی بود، می گوید: «اولین فرزند ای که به ما معرفی کردند حدود 4 ماه داشت. گفتند ما تشخیص می دهیم که شما به چه فرزند ای نیاز دارید! هنگامی که این فرزند را دیدم متوجه شدم که قسمتی از موهای سرش تراشیده شده. من خودم فرزند ام 2 سال در بیمارستان بود، یک کودک بیمار و یا عمل شده است را ببینم متوجه می شوم که چه مشکلی داشته است!»

مسئولان بهزیستی فرزند دیگری را به این خانواده معرفی کردند. او ادامه می دهد: «بچه 6 ماه! 3 کیلو گرم وزن! نداریم به خدا. فرزند دومی که معرفی کردند 6 ماهه بود. هرچی به مسئولان می گفتم فرزند 6 ماهه باید حداقل 5 تا 6 کیلو باشد. گفتند نه کاملا سالم هست. بعد که خواستیم پرونده را ببینیم گفتند یک مسئله قلبی کوچک دارد!» او می گوید: «رفتیم سراغ فرزند سوم. یک نوزاد 6 ماهه تپل و خوشگل! گفتیم پرونده را ببینیم. اولش که اصلا پرونده را نمی دادند. بعد متوجه شدیم که این فرزند مادری معتاد دارد و به عبارتی بدسرپرست هست. گفتم من قانون را کامل در این مدت از بر شدم. فردای سرنوشت اگر این مادر اعتیادش را ترک کند و دوباره بیاید سراغ فرزندش، هیچ منع قانونی وجود ندارد که او را تحویل ندهیم و یا از آن بدتر سیستم بهزیستی که معصوم نیست! مادر معتاد از راهی بفهمد که فرزندش در دست ماست و بیاید از ما اخاذی کند! می دانید چه بلایی به سر زندگی آدم می آید!»

و با ناراحتی ادامه می دهد: «شما نمی دانید هنگامی که کودکی را می بینیم در آغوش می گیریم چه احساسی به ما دست می دهد و بعد که آن کودک را هم نمی توانیم به سرپرستی قبول کنیم و می فهمیم مسئله دارد چقدر آسیب می بینیم.»

چهارمین کودکی که این پدر برایمان می گوید، نوزادی 25 روزه است! بهزیستی می گوید ما با تحقیقات و تیم مشاوره تشخیص می دهیم که چه خانواده ای چه کودکی را می تواند به سرپرستی قبول کند. تا اینجای کار 4 کودک به آن ها معرفی شده است که هر کدام مشکلی داشتند و از همه جالب تر تفاوت سنی این کودکان هست، از 25 روزه تا 6 ماهه. توصیه جالب تر این است که تیم روانشناسی در بهزیستی مسئول تشخیص این عنوان است که چه خانواده ای چه فرزندی را می تواند به سرپرستی قبول کند ولی همچنان خانواده ها از این عنوان شاکی هستند.

به سراغ پنجمین فرزندی که به این خانواده معرفی شد

می رویم. فرزندی که 11 ماهه بود و تقریبا همان چیزی بود که این خانواده می خواهد.

این پدر ادامه می دهد: «احساس کردم وزن فرزند کم هست. 11 ماه داشت و حدود 6 کیلو وزن. گفتند از همان ابتدا که فرزند را تحویل بهزیستی دادند حدود 2 کیلو بود. طبیعی هست. یک نوبت، دو نوبت، سه نوبت فرزند را دیدیم و حس خوبی به ما انتقال یافته کرد. بعد کار به دیدن پرونده پزشکی فرزند رسید .»

و ادامه داد: «در پرونده آمده بود که فرزند مسئله کاردرمانی دارد. فرزند را که بغل می کردم می فهمیدم که فرزند 11 ماهه نمی تواند حتی چیزی بِجوَد. همین شد که او را پیش دکتر بردیم. دکتر در دیدار اول و همان موقع که فرزند در آغوش من بود، گفت: این فرزند مسئله دارد و یک لیست از پرسشها او را برایمنوشت.

بچه را تحویل دادیم بهزیستی و هنوز دنبال کودکی سالم و بی دردسر می گردیم؛ با این اوضاع برم فرزند بخرم بهتره به خدا!»

بیشترین موضوعی که این پدر به آن اشاره کرد، بازی روانی بود که بهزیستی با او و خانواده اش می کرد. شاید این بازی روانی ناجوانمردانه از قصد نبوده و بهزیستی تنها به دنبال پیدا کردن سرپرست جهت فرزندانش است ولی خانواده ها با وجود مشکل های به سرپرستی گرفتن فرزند به فکر خرید کودک از دلالان می افتند! اتفاقی که حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی شرکت بهزیستی کشور در باره آن می گوید: «اینکه خرید و فروش نوزاد در کشور انجام می شود را همه می دانیم.»

اخبار اجتماعی – ابتکار

واژه های کلیدی: فرزند | قانون | نوزاد | قانونی | کودکان | فرزندان | خانواده | بیمارستان | بیمارستان

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs